اینکه چرا بازاریابی محتوایی برون سپاری نمی‌شود ، در زمانیکه جذابیت استفاده از شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های ارتباطی آنلاین هر روز بالاتر می‌رود، موضوع این مقاله است:

در اغلب شرکت ها و برندهای بزرگ علارغم درک نیاز به بازاریابی محتوایی و میزان اثرگذاری رسانه های اجتماعی هنوز نسبت به برون سپاری این خدمات اکراه وجود دارد و مدیران این مجموعه‌ها ترجیح می‌دهند هزینه‌های زیاد تشکیل تیم تولید محتوا را بپذیرند ولی به شرکت‌های بازاریابی آنلاین تکیه نکنند.

البته ارائه خدمات بازاریابی محتوایی هنوز در بین فعالان حوزه بازاریابی هم چندان جدی گرفته نشده و شرکت های تبلیغاتی و مشاوران معتبر بازاریابی به این خدمات به عنوان زمینه ای سودآور از کسب و کار نگاه نمی کنند و اکثر فعالان این حوزه در قالب تیم های کوچک و بصورت فریلنسری خدمات ارائه می‌دهند.
اینجاست که می توان با اشاره به پاردوکس مرغ و تخم مرغ، ارائه‌کنندگان خدمات بازاریابی محتوایی را مقصر دانست یا انگشت اتهام را به سمت بازار و مشتریان گرفت.

اما شاید مهمترین دلیل عدم برون سپاری این خدمات به ماهیت بازاریابی محتوایی مربوط باشد.
تولید محتوا نیازمند شناخت دقیق از جنبه‌های مختلف یک کسب و کار است و باید با سیاست ها و استراتژی کلی بازاریابی در آن مجموعه هماهنگ باشد و از آنجاییکه معمولا اطلاعات مربوط به سیاست‌ها و استراتژی ها در سازمان‌ها تدوین شده نیست و در محدوده مباحثات مدیران ارشد و هیات مدیره تعریف می شود، تیم بازاریابی محتوایی باید ارتباط نزدیکی با سطوح بالای هرم سازمانی داشته باشد و ایجاد این سطح از ارتباط در بسیاری از سازمانی به سختی امکانپذیر است.

استراتژی کلان بازاریابی عامل موفقیت در بازاریابی محتوایی است

سازمان‌هایی که بتوانند استراتژی کلان بازاریابی تعریف کنند، امکان موفقیت بیشتری در حوزه بازاریابی محتوایی دارند. انرژی و زمان زیادی که برای تولید محتوا دریک سازمان صرف می شود باید متناسب با تحلیل بازار و مطابق با سیاست‌های فروش مجموعه باشد تا بیشترین نتیجه و اثرگذاری را داشته باشد.

 مستندسازی محصولات و خدمات برون سپاری خدمات بازاریابی محتوایی را آسان‌تر می‌کند.

چنانچه مستندسازی ابعاد گوناگون محصولات و خدمات قبلا انجام شده باشد و اطلاعات مدونی درباره خصوصیات محصول، مشتریان، دستورالعمل‌های استفاده، برنامه‌ریزی‌های پشتیبانی و موارد مشابه قبلا انجام شده باشد، تیم بازاریابی محتوایی خواهد توانست مبتنی بر اطلاعات موجود برنامه ریزی تولید محتوا را انجام دهد.

شناخت بازار و شناسایی دسته‌بندی مخاطبان تاثیر بازاریابی محتوایی را افزایش می ‌دهد.

در بسیاری موارد کارشناسان بازاریابی از بیرون سازمان نمی‌توانند درک درست و دقیقی از نوع مخاطبان، دسته‌بندی آنها و اولویت آنها، داشته باشند، لذا کانال‌های درستی را برای ارائه محتوا امتخاب نمی‌کنند و سیاست‌های انتشار محتوا را به غلط طرح‌ریزی می‌کنند. فرآیند شناسایی مخاطبان از اولین قدم های بازاریابی محتوایی است که در مراحل بعد در تعیین محتوا هم نقش اساسی دارد و در نهایت موجب می‌شود محتوایی که تولید می شود بیشتری ارتباط را با مخاطبان ایجاد کند و بهترین اثرگذاری را داشته باشد.

 

 

 

Pin It on Pinterest